با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد
دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چشمم به ضریحِ شَهِ والا گهر افتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل علی هر که درافتاد ورافتاد این قبرِ غریب الغربا خسرو طوس است این قبرِ مُغیث الضُّعفا شَمس شُموس است خاکِ درِ او، مرجعِ ارواح و نفوس است باید ز رَهِ صدق، بر این خاک در افتاد با آل علی هر که درافتاد ورافتاد این روضهی پر نور، به جنّت زده پهلو مغز مَلَک از عطر نسیمش شده خوشبو بشنید نسیم سحری رایحهی او کز بوی بهشتیش، چنین بیخبر افتاد با آل علی هر که درافتاد ورافتاد حورانِ بهشتی زدهاند در حرمش صف خیل ملَک از نور، طبقها همه ...

